تبلیغات
به عشق یار - داستان عاشقانه
زیباترین
 
موضوعات
لینک دوستان
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگم چیه؟




دیگر موارد
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 
داستان عاشقانه

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!


نویسنده : علیرضا افسری
تاریخ :جمعه 10 خرداد 1392
نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما
من علیرضا،دانشجو مهندسی مکانیک ونویسنده این وبلاگم.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد وبتونه جای واسه دل نوشته های من وشما باشه.
دوستان خوبم میتونید مطالبتونو توقسمت نظرات بذارید تا با اسم خودتون بذارم تو وبلاگ.
موفق باشید

مدیر وب سایت : علیرضا افسری
صفحات
برچسب ها
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب